تبليغاتX
زبل خان

sarkhong

زبل خان

sarkhong

http://sarkhong.blogfa.com

زبل خان

زبل خان

زبل خان

سرخنگ اسم یه روستاییه 70 کیلومتری شمال شرقی شهر بیرجند(خراسان جنوبی)
من خودم مجتبی متولد 9/6/67 بیرجند.واسه صلاح مملکت بهتره توی خبرنامه عضو بشین.این وبلاگ احتمالا هر روز آپ میشه.به آرشیو هم یه سری بزنین...ممکنه بعضی از عکسا در دفعه اول باز نشه،در ابتدا صفحه رو refresh بکنین اگه عملی نشد که ان شا ا... میشه میدونین که باید چی کار کنین right click>show picture ...اگه باز هم باز نشد دوباره این کارو بکنین...اگه حوصلتون سر رفت ولش کنین و به جای این کارا به من خبر بدین...ممنون...زبل خان عکس دانلود آهنگ بازی کلیپ

زبل خان









عکس دانلود آهنگ بازی کلیپ


  » امروز:  
  » پند امروز : .
 

درباره وب

لینکستان

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات

بنر دوستان
 معرفي بهترين سايت ها بزرگترین مرجع تخصصی موبایل./هر آنچه که برای موبایل خود می خواهید عاشقانه
شادمهر

دانلود  کتاب  نرم افزار  آهنگ
عاشقانه

تبلیغات تصویری


سیستم تبلیغاتی تبادل لینک باکس رایگان

سیستم تبلیغاتی تبادل لینک باکس رایگان

تبلیغات متنی
سیستم افزایش بازدید
کلیک کن، ثبت نام کن، بازدید کننده تحویل بگیر(خیلی زیاد)

Ads by Ydc.ir

هشت دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد
موضوع: نوشته های باحال و جالب

 هشت دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد

در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.

اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران، نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.


متن كامل اين گزارش به شرح زير است:

البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:

1- بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي قبلي را بگيريم.

نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.

2- طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.

3- آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.

4- همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.

5- راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!

6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك روي شاخمان است.

7- دست برخي جريانات سياسي در كار بود كه نگذارند ما آنطور كه بايد و شايد مدال بياوريم. از جمله همانهايي كه پارسال زمستان به تركمنستان گفتند گاز رو قطع كنيد، اين بار هم به چيني ها گفتند مدال ندهيد. اين محمد البرادعي با آن گزارش هاي دوپهلويش اعصاب همه را خرد كرده است. خاوير سولانا هم كه معلوم نيست كدوم وريه؟ آخه برادر من اگر آدم بدي هستي چرا ريش مي گذاري، اگر هم آدم خوبي هستي چرا اين همه عليه ما پرت و پلا مي گي؟ راستي داشت رحيم مشايي از قلم مي افتاد كه با حرف هاي جنجالي اش، درست در زماني كه بچه ها داشتند به ميدان مي رفتند، روحيه شان را تضعيف كرد والا ما كه 20-10 تا مدال رو همان روز اولي مي توانستيم بگيريم.

8- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...

در پايان پيشنهاد مي شود ضمن مجازات همه عوامل شكست كه در بند 7 به آنها اشاره شد، طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد.

 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/06 | نوشته شده توسط زبل خان
نوشته های پشت ماشین ها
موضوع: نوشته های باحال و جالب
دنبالم نیا اسیر میشی

رو باك كاميونا كه ديدم زياد مي نويسن : شكمو !!! يا بخور نوش جان !!! يا الهي كوفتت بشه...

برای خوندن بقیش برین به ادامه مطلب...

منبع : گروه اینترنتی ایران عشق

 


 
| ادامه مطلب | + | نوشته شده در شنبه 1387/05/19 | نوشته شده توسط زبل خان
توصیه به خانم های جوان
موضوع: نوشته های باحال و جالب

توصیه به خانم های جوان

*اگر دوست دارید وقتى به خانه می آیید ؛ یکى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بکند و نشان بدهد که از دیدن شما واقعا خوشحال است...


*اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یکى باشد که هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید که دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...


*اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى که شما بخواهید همراه شما به کوچه و خیابان بیاید...

*اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که هیچوقت کانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نکند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیک تماشا کند...


*اگر کسى را میخواهید که هیچوقت بهانه های الکى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد...


*اگر کسى را میخواهید که برایش اهمیت ندارد که شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان...


*اگر کسى را مى خواهید که همواره به حرف های شما گوش بدهد و بدون قید و شرط دوستتان بدارد...


توصیه میکنم که یک سگ بخرید...

 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09 | نوشته شده توسط زبل خان
قوانین خانه
موضوع: نوشته های باحال و جالب

قانون خانه

 

1.  همیشه زن قانون می سازد 

 
  الف)  این قوانین بدون آگاهی و خبر قبلی، تغییر می کنند. 
  ب)  هیچ مردی قادر نیست همه ی این قوانین را بداند. و تقریباً همه ی زن ها با این علم به دنیا می آیند. 
  ج)  اگر زن شک کند که مرد چیزی از این قوانین را میداند، احتمالاً تعدادی یا تمام این قوانین را سریعاً تغییر میدهد.


 
2.  زن هیچگاه اشتباه نمی کند  


  الف)  اگر زنی اشتباه کند، فقط به خاطر سوء تفاهمی است که نتیجه مستقیم حرف یا عمل مرد است. 
  ب)  اگر مورد الف اتفاق بیفتد، مرد باید سریعاً به خاطر به وجود آوردن این سوء تفاهم عذرخواهی کند.

 


3.  زن در هر زمان می تواند نظر خود را تغییر دهد

  الف)  مرد هیچ زمان نمی تواند نظر خود را تغییر دهد مگر با گرفتن رضایتنامه کتبی از زن. 

 


4.  زن حق دارد هر زمان که خواست عصبانی یا ناراحت شود  


  الف)  مرد باید همیشه آرامش خود را حفظ کند، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی یا ناراحت شود. 
  ب)  زن نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهد مرد بفهمد زن می خواهد او ناراحت یا عصبانی باشد یا خیر. 

 


5.  هرگونه تلاش از سوی مرد برای تغییر دادن این قوانین منجر به آسیب های جدی جسمانی می شود.  

 


 
| + | نوشته شده در یکشنبه 1386/07/29 | نوشته شده توسط زبل خان
مرغها بخونن
موضوع: نوشته های باحال و جالب

چند روز پیش یه مرغی از خیابون رد میشه...حالا ببینین چه حرفایی پشت سر این بیچاره میزنن...(ممکنه یه کم قدیمی باشه...شرمنده)

ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت "به آن سوی خيابان برو" و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد می شد، اين از نظر تاريخی اجتناب ‌ناپذير بود.
خاتمی: چون می خواست با مرغهای آن طرف خيابان گفتگوی تمدنها بکند.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف می کنيد؟
شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن می دونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان می دهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد، آيا در بچگی شصت خود را می مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.
همينگوی: برای مردن، در زير باران.
انیشتين: رابطه ی مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال ‌شده ی اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهوده ی او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان می دهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خيابان رد نمی شوند، توجه ما بايد به آنها معطوف باشد، چرا هميشه فقط بايد درباره ی مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد می شود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.
خواننده ی آهنگهای آبدوغ ‌خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...
شيرين عبادی: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است، در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسی را فراری نمی دهد.
روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که می خواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.
حافظ : عيب مرغان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت         که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت، مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی‌ توجه و وحشتزده انداخت، اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست ‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازه ی کوچک جثه‌اش دشوارتر می نمود.
بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسی: بپرسيد بسيارش از رنج راه                      ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه.
ناصرالدين‌ شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود، آن پدر سوخته هم رد شد.
سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.
طرفدار داستانهای علمی تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد، مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان می کند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟
جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود، وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.
احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌های ذهن خويش، می جويم. من، می مانم، و مرغ، می رود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايه‌های دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا می دانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
لات محل: به گور پدرش می خنده! هيشکی نمی تونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس ‌کش!
بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانه ی خود را نفی می کنی.
پدرخوانده: جای دوری نمی تواند برود.
فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.
رفسنجانی: اينجور نيست که مرغ از خيابان رد شده باشد، حالا بعضی از اشخاص يک چيزی گفته‌اند و ممکن است اين شبهه به وجود آمده باشد که چنين چيزی شده، اما به‌رغم همه ی اينها امت اسلامی آمادگی کامل دارد و به اميد خداوند در برابر اين توطئه‌ها مقاومت می کند.
ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد، دليلش هيچ اهميتی ندارد، رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه می کند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بود.
هيتلر: اگر اراده ی ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد.
احمدی‌ نژاد: خيابان و فناوری رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمی جوانان ايران و حق ملت ايران است، ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد، موج معنويت و بيداری در دنيای اسلام، به اميد خدا به زودی اين مرغ را از دامان دنيای اسلام پاک خواهد کرد.
فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بی‌انصاف قبول نکرد.
کودک: میخواستش که به اون طرف خيابون برسه!

آیا واقعاً چنین است؟؟؟؟ 

توجه: یکی از نظریات هم موند که به دلیل مسائل امنیتی نذاشتم...هر کی خواست کافیه خبرم کنه...

 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/07 | نوشته شده توسط زبل خان
فروش اوراق مشارکت
موضوع: نوشته های باحال و جالب

بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی دوست دختر توسط اداره نظارت بر امور داف بازی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط (که شرایط لازم را در زیر آورده ایم) در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه نمایید.بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید.شرایط اولیه به تفکیک استان محل زندگی عبارتند از:

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان...شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز) 

 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی...شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله ۲*۲ از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار

 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان...شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

4-شهر رشت از استان گیلان...شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

5-شهر قزوین از استان قزوین...شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان...شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته
                                                                                                                                   *دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه...شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان...شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل –برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

9-شهر یزد از استان یزد...شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

10-شهر تهران از استان تهران...شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر دیگر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن! 

بهترین دوست دختر را با بهترین اخلاق از ما بخواهید.سازمان اداره و سازماندهی و نظارت بر امور روابط ! همراه با گواهینامه ایزو میزو 2000 در مدیریت و کیفیت کالا واحد نمونه سال در سال 85.


 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/07 | نوشته شده توسط زبل خان
اینکاره
موضوع: نوشته های باحال و جالب

سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!!

 


 
| + | نوشته شده در سه شنبه 1386/05/16 | نوشته شده توسط زبل خان
اتل متل توتوله...
موضوع: نوشته های باحال و جالب

وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان, جوابهایی بدین شرح صادر نمود:

شاعران, نویسندگان, ناشران و خوانندگان عزیز; متاسفانه جریان خزنده ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:

اتل, متل, توتوله / گاو حسن چه جوره ؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین

شعر فوق بنابه دلایل زیر, قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:

1- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله میشود که دو کلمه توتوله و چه جوره همقافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال میرود !

2- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت همقافیه و هموزن است !

3- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی میاندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر میرسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست میباشد!

4- نشر اکاذیب: شاعر میگوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف میزند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر میکنند؟!

5- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطین و لبنان تقدیم کند!

6- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی), باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی میشود.

7- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب میشود, مصداق ترویج بدحجابی است.

علیرغم تمامی ایرادات وارده, از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را با تغییراتی اندک صادر کنیم:

اتل, متل, زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04 | نوشته شده توسط زبل خان
اینم یه جور دیوونه شدنه!!!
موضوع: نوشته های باحال و جالب

از یه دیونه میپرسن چرا دیونه شدی؟ میگه من یه زن گرفتم كه یه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج كرد. پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد .دختر زن من پسری زایید كه داداش من ونوه زنم بود. پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم. زن من پسری زایید كه زن پدرم ننه پسرم و مادر بزرگ او شد. پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهر زاده پسرم شدم ...

قدری تامل کنید...بیچاره دیوونه...

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04 | نوشته شده توسط زبل خان
Upgrade to wife
موضوع: نوشته های باحال و جالب
Dear Tech Support
شركت محترم پشتيباني كامپيوتر

 
Last year I upgraded from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0.
سال گذشته من برنامه دستگاهم را از "دوست‌ دختر هفتم"، به "همسراول" ارتقاء دادم.
 
 
I soon noticed that the new program began unexpected child processing that took up a lot of space and valuable resources.
اما به زودي متوجه شدم كه اين برنامه جديد پردازش غيرمنتظره "بچه‌داري" رو شروع كرده كه بخش‌هاي زيادي از منابع سيستمي و فضاي موجود رو به خودش اختصاص ميده.
 
 
In addition, Wife 1.0 installed itself into all other programs and now monitors all other system activity.
به علاوه ، برنامه "همسراول" خودش رو در كنار تمام برنامه‌هاي ديگه قرار داده و در حال رديابي و كنترل برنامه ها و فعاليت‌هاي ديگه در سيستمه.
 
 
Applications such as Poker Night 10.3, Football 5.0, Hunting and Fishing 7.5 no longer run, crashing the system whenever selected.
مثلاً برنامه‌هايي مثل "پوكر شبانه 10" ، "فوتبال 5 " و "شكار و ماهيگيري 7.5" هنوز شروع به كار نكرده ، قفل ميشن و سيستم رو متوقف مي‌كنن.


I can't seem to keep Wife 1.0 in the background while attempting to run my favorite applications.
هر كاري كه مي‌كنم نميشه برنامه "همسراول" رو در پشت برنامه‌هاي مورد علاقه‌ام اجرا كنم.
 
 
I'm thinking about going back to Girlfriend 7.0, but the uninstall doesn't work on Wife 1.0.
حالا ديگه توي فكر اينم كه برگردم به همون برنامه "دوست‌ دختر هفتم" اما بعد از نصب برنامه "همسراول" بخش از نصب خارج كردن برنامه‌ها كار نمي كنه.
 
 
Please help! لطفاً راهنمايي كنيد،
Thanks , باتشكر

A Troubled User
كاربر دچار مُشكل
 


REPLY: پاسخ
Dear Troubled User: كاربر عزيزي كه دچار مشكل شده‌ايد


This is a very common problem that men complain about.
اين يك مُشكل عاديه كه در موردش آقايان زياد حرف ميزنن.
 
 
Many people upgrade from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0, thinking that it is just a Utilities and Entertainment program.
افراد زيادي كه تا به حال سيستم خودشون رو از "دوست‌ دختر هفتم" به "همسراول" ارتقاء داده‌ان ، فكر مي‌كرده‌ان كه يه برنامه كاربردي معمولي يا سرگرمي نصب مي‌كنند.
 
 

Wife 1.0 is an OPERATING SYSTEM and is designed by its Creator to run EVERYTHING!

در حالي كه "همسراول" خودش يك برنامه پايه‌اي يا سيستم‌عامله كه براي اجراي همه برنامه‌هاي سازگار با خودش طراحي شُده.
 
 
It is also impossible to delete Wife 1.0 and to return to Girlfriend 7.0.
همچنين امكان پاك‌كردن برنامه "همسراول" و بازگشت به "دوست‌ دختر هفتم" وجود نداره.
 
 
It is impossible to uninstall, or purge the program files from the system once installed.
يعني اين برنامه يك بار كه نصب بشه ديگه امكان پاك‌كردنش نيست.
 
 
You cannot go back to Girlfriend 7.0 because Wife 1.0 is designed to not allow this.
برنامه "همسر اول" طوري طراحي شده كه امكان بازگشت به برنامه قديمي تر رو هم نميده.
 
 
Look in your Wife 1.0 manual under Warnings-Alimony- Child Support.
حتماً در كاتالوگ برنامه "همسراول" بخش اخطار براي خرجي بچه رو مطالعه كنيد.
 
 
I recommend that you keep Wife1.0 and work on improving the situation.
من پيشنهاد مي‌كنم شما برنامه "همسراول" رو نگه دارين و روي عمليات جايگزيني نسخه‌هاي ديگه همين برنامه كار كنيد.
 
 
I suggest installing the background application "Yes dear" to alleviate software augmentation.
همينطور پيشنهاد مي‌كنم برنامه "آره عزيزم" رو در زمينه راه‌اندازي كنيد تا كمي از بار سيستم كم بشه.
 
 
The best course of action is to enter the command C:\ APOLOGIZE because ultimately you will have to give the APOLOGIZE command before the system will return to normal anyway.
راهكار بهتر اينه كه دستور "معذرتخواهي" رو به دفعات نامحدود بهش بدين قبل از اينكه عملكرد عادي سيستم به هم بخوره.
 
 

Wife 1.0 is a great program, but it tends to be very high maintenance.

"همسراول" يه برنامه فوق‌العاده است اما نياز به پشتيباني خيلي زيادي داره.
 
 

Wife 1.0 comes with several support programs, such as Clean and Sweep 3.0 and Cook It 1.5.

به عنوان مثال اين برنامه ، برنامه‌هاي مفيد ديگه‌اي مثل "تميزش بكن 3" و "بپزش 1.5" رو پشتيباني مي‌كنه.
 
 
However, be very careful how you use these programs.
هر چند كه زمان استفاده از اين برنامه‌ها بايد مراقبت و دقت كافي داشته باشيد.
 
 
Improper use will cause the system to launch the program Nag Nag 9.5. Once this happens, the only way to improve the performance of Wife 1.0 is to purchase additional software. I recommend Flowers 2.1 and Diamonds 5.0!
استفاده غلط از برنامه مي‌تونه عاملي براي اجراي برنامه "نق‌نق 9.5" بشه. زماني كه اين اتفاق رخ داد ، تنها راهش اينه كه كارآيي برنامه "همسراول" رو با برنامه‌هاي اضافي بالا ببرين. من برنامه‌هاي "دسته‌گل 2.1" و "برليان 5.0" رو پيشنهاد مي‌كنم.
 

 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 | نوشته شده توسط زبل خان
انشا در مورد تابستان
موضوع: نوشته های باحال و جالب

نوشته هاي يك كودك نفهم

 

 

نام و نام خانوادگي : كاظم تبريزي؛ كلاس:دبستان

 

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

 

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي چرخ رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: "پي اوغلي"، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه  نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير

 

..... من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28 | نوشته شده توسط زبل خان
بعضی(توجه کنید بعضی) از خصوصیات دخترها
موضوع: نوشته های باحال و جالب

من همین جا(دقیقا همین جا)جا داره از تمام دخترها معذرت خواهی کنم...شرمنده...

 

خصوصيات دخترها

 1- تا زبونشون باز ميشه عوض مامان-بابا ميگن شوهر!!

 -2حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن؟چرا؟ها؟

 -3اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!

 -4نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!

  -5همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)

 -۶ از 8 تا 20 سالگي شونصد تا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن

۷- همیشه می گن: من برات با ارزشم یا زندگیت !!؟

۸- یا: اگه دوسم داری گرون ترین عطرو برام بخر.

۹- مثل عوارضی می مونند باید همیشه ازشون برگه عبور بگیری

(زنگ یا SMS بزن کجا میری با کی میری کی برمی گردی)

۱۰- شعار دخترها: شما پسرها همتون مثله همین...ایشششش !

 

 


 
| + | نوشته شده در جمعه 1386/04/22 | نوشته شده توسط زبل خان
بسه دیگه عکس گذاشتم!
موضوع: نوشته های باحال و جالب

 خوب اینم از اسامی پسرها و دخترهای ایتالیایی به همراه معنی هاشون (ادامه مطلب).امیدوارم خوشتون بیاد.

 


 
| ادامه مطلب | + | نوشته شده در جمعه 1386/04/22 | نوشته شده توسط زبل خان
انواع بوس بر اساس ماه ها
موضوع: نوشته های باحال و جالب

دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ امیدوارم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!
 

 

برج حمل (فروردین)

بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.

 

برج ثور  (اردیبهشت)

بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...

 

برج جوزا (خرداد)

بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

 

برج سرطان (تیر)

بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...   

 

برج اسد (مرداد)

بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.

 

برج سنبله (شهریور)

بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.

 

برج میزان (مهر)

آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.

 

برج عقرب (آبان)

شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.

 

برج قوس (آذر)

بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

 

برج جدی (دی)

بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

 

برج دلو (بهمن)

بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

 

برج حوت (اسفند)

بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

 

 

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/21 | نوشته شده توسط زبل خان
یه نامه تبلیغاتی
موضوع: نوشته های باحال و جالب

اين نامه رو احتمالا(فکر کنم) كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاغذي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد...

 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/08 | نوشته شده توسط زبل خان
لیلی و مجنون
موضوع: نوشته های باحال و جالب

دوباره شد شب و من بي قرارم.........................Connect  کن , زود بيا , در انتظارم

 

بيا من آمدم پاي Messenger ........................ شدم مسحور آواي Messenger

 

بيا Hard دلت را ما ببينيم .......................گلي از گنج Home Page ات بچينيم

 

بيا Icon  نماي بي نشانم ..................که من جز آدرس Mail ات ندانم

 

بيا امشب کمي Online  باشيم........................و تا صبح Sun Shine  باشيم

 

بيا ((انگوري)) بي تو غش کرد................................و حتي Hard Disk  اش هم Crash  کرد

 

بيا اي عشق DotCom  عزيزم ...............................به پاي تو W ها بريزم

 

مرا در انتظار خويش مگذار..................................و پا زاندازه آن بيش مگذار

 

بيا اي حاصل Search جهاني ......................................... بيا اجرا کن آن File نهاني

 

بيا در دل تو را  کم دارم امشب................................. حدودا 100 مگي غم دارم امشب

 

اگر آيي دعايت مي نمايم.................................... .دعا تا بينهايت مي نمايم

 

اگر آيي دعاي من همين است................................. و يا نقل به مضمونش چنين است:

 

مبادا لحظه اي DC شوي يار...................جدا از پاي آن PC شوي يار

 

مبادا نام ما را پاک سازي................................. .و کاخ آرزو را خاک سازي

 

بمان تا جاودان اندردر من ................................... بمان تا حل شودهرمشکل من

 


 
| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/08 | نوشته شده توسط زبل خان
مناجات
موضوع: نوشته های باحال و جالب

مناجات نامه رايانه اي

اي خدا Hard دلم Format مکن .................................... Filed من را خالي از برکت مکن

Option غم را خدايا On مکن ........................................ File اشکم را خدايا Run مکن

Deltree کن شاخه هاي غصه را .................................. سردي و افسردگي هر سه را

Jumper شادي بيا تا Set کنيم ..................................... سيستم اندوه را Reset کنيم

نام تو Password درهاي بهشت ................................ آدرس Email سايت سرنوشت

اي خدا روز ازل Cad داشتي .................................... Mouse بود اما مگر Pad داشتي

که چنين طرح 3D مي زدي ...................................... طرح خود بر روي CD مي زدي

تا نيفتد Bug در انديشه مان ................................... تا که ويروسي نگردد ريشه مان

اي خدا بر ما ايمن فرست ......................................... بهر دلهاي پر آتش Fan فرست

اي خدا حرف دلم با کي زنم .................................... Help مي خواهم که F1 مي زنم

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/01/02 | نوشته شده توسط زبل خان
نامه مادر گضنفر
موضوع: نوشته های باحال و جالب

نامه مادر غضنفر

غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين غضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد .

غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌غضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1386/01/02 | نوشته شده توسط زبل خان
مطالب واقعی
موضوع: نوشته های باحال و جالب

مطالبي که مي خوانيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان است...

 

 

*مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

 

*مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم

مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟

مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده

مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...

مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

 

*مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

 

*مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.

مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...

مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

 

*مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم»

من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

 

*مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري : نه.

 

*مرکز : و الآن F8 رو بزنين.

مشتري : کار نمي کنه.

مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

 

*مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري : باشه.

مرکز : کيبورد با شما اومد؟

مشتري : بله

مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

 

*مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

 

*يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري : پنج تا ستاره.

 

*مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟

مشتري : Netscape

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.

مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

 

*مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

 

*مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟

مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

 

*مرکز : چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 


 
| + | نوشته شده در جمعه 1385/11/20 | نوشته شده توسط زبل خان
دختر و پسر 2
موضوع: نوشته های باحال و جالب
فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري نيمرو درست ميكنن؟
 
دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن...
  


 
| + | نوشته شده در سه شنبه 1385/09/21 | نوشته شده توسط زبل خان
احکام چت
موضوع: نوشته های باحال و جالب

احکام چت در اسلام

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند، واجب است كه قبل از شروع چت، صيغه حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود. اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. كليك كردن هر دو نفر مستحب است.

بديهي است كه اين صيغه، تنها تا باز بودن پنجره چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره، چه سهوا و چه عمدا، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.

زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت يا بيشتر از آن نيستند. دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغه مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغه مجازي حلاليت را ندارند (چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر)

صيغه مجازي محرميت، همچون صيغه مجازي حلاليت، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد.

مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره توامان چت را ندارند. فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.

اگر به هر علت غير ارادي، مثل وقوع زلزله، تسك كردن ناگهاني سيستم، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، احكام ايكون هاي حرامزاده مشبهه بر آن صادق است.

بستن پنجره چت به اختيار مردان مي باشد. چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند، واجب است تا 4 روز عده پنچره بسته شده را به جا بياورد. قبل از پايان عده، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.

چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغه مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند، اين چت به منزله زناي محصنه مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.

اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد، با علم به متاهل بودن زن، حتي در صورت جاري شدن صيغه مجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.

زنان و مردان مشمول صيغه مجازي حلاليت، درصورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترنتي محكوم شده و درصورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد (ه) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29 | نوشته شده توسط زبل خان
مردها
موضوع: نوشته های باحال و جالب

سير نزولي مرد ها

سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره.

سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير... بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند.

سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد... كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ کند.        

سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد. 

سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟                                                                                  
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست... - حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند... - خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و... در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند.

سال 1882
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ...       

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29 | نوشته شده توسط زبل خان
سوال های باحال
موضوع: نوشته های باحال و جالب

*چرا روي آدرس اينترنت به جاي يک دبليو؛سه تا دبليو مي گذارند ؟ چون کار از محکم کاري عيب نمي کند! 

*اگر  اسکلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي شود ؟ هيچ وقت اين کار را نميکند چون جيگر ندارد!                                                                                       
*چرا مار نمي تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که براي خداحافظي تکان دهد!                                                          
*براي قطع جريان برق چه بايد کرد ؟ بايد قبض آن را پرداخت نکرد!                                                                                                                                                 
*نصف النهار چيست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که براي شام مانده است!                               
*آخرين دنداني که در دهان ديده مي شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي!                                                                                                                                                                    
*چرا دوچرخه خودش نمي تواند به ايستد؟ چون خيلي خسته است!                                                                                                                
*اگر کسي قلبش ايستاده بود چه مي کنيد؟ برايش صندلي مي گذاريم!                                                                                           
*دارچين رو چگونه درست مي شود؟ وقتي يک چيني را دار بزنند!                                                                                                                                            
*چرا لک لک موقع خواب يک پايش را بالا مي گيرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگيرد ؛ مي افتد!                                            
*اگر شخصي خيلي سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرايشگر!                                                                                               
*اگر تلويزيون روشن نشد چه مي کنيد ؟ آن را هل مي دهيم و مي زنيم کانال دو!                                                                                   
*شباهت دماسنج با ورقه ي امتحان در چيست؟ هر دو وقتي به صفر مي رسند آدم مي لرزد!                                                   
*چرا دود از دودکش بالا مي رود ؟ چون ظاهرا چاره ي ديگري ندارد!                                                                                                                        
*شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چيست ؟ هر دو تاشونو دير کشيدن بيرون!                                                                                                 
*فرق يخمک با آتروپات در چيست؟ يخمک خوشمزه تر است!                                                                                                                                                         
*فرق باتري با مادر زن در چيست ؟ باتري حداقل يک قطب مثبت دارد اما مادر زن هيچ چيز مثبتي ندارد!                                                                                            
*اختراعي که براي جبران اشتباهات بشر درست شده است چيست ؟ طلاق!                                                                                              
*چه طوري زير دريايي لر ها رو غرق مي کنند؟ يه غواص ميره در ميزنه!                                                                                                                                        
*ناف چيست؟ ناف نمره ي صفري است که طبيعت به شکم بي هنر داده است!                                                                                            
*خط وسط قرص براي چيه ؟ براي اين که اگر با آب پايين نرفت با پيچگوشتي بره !                                                                                                  
*چرا ترک ها با دو دست دست مي دهند؟ چون فرق راست و چپشونو بلد نيستند!                                                                               
*يک ترک چگونه يک پرنده رو مي کشد؟ آن را از بالاي يک صخره به پايين پرتاب مي کند!                                                                                
*چرا ترک ها هميشه ?? تايي ميرن سينما ؟ چون براي کمتر از ?? ممنوع بوده !                                                                                                             
*اگر در يک موسسه سطح بالا يک ترک ببينيد به او چه مي گ.ييد؟ يک بازديد کننده!          

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29 | نوشته شده توسط زبل خان
دختر و پسر 1
موضوع: نوشته های باحال و جالب

فرق درس خواندن دخترها با پسرها

دخترها:                                                                                                                          بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند.
 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها: 
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوندو به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي...

 


 
| + | نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29 | نوشته شده توسط زبل خان

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا